بخشيدهاند. تئوفيلوس پروتوسپاتاريوس رسالههاي زيادي نوشت كه بيشتر از جالينوس اقتباس شده بود. مهمترينشان يكي دربارهٴ وظايفالاعضا و ديگري دربارهٴ ادرار بود، كه بر آثار بعدي مربوط به اين موضوع تأثير چشمگيري داشت. استفانوس اسكندراني و استفانوس آتني شروحي بر آثار بقراط و جالينوس نوشتند. هرون اسكندراني يك دايرةالمعارف طبي تأليف كرد كه منقسم بر 30 باب بود، و حاوي توصيفي از آبله. دايرةالمعارف مهمتري به وسيلهٴ پاولوس آيگينتا نوشته شد. بالاخره يوحناي (يحيي) نحوي اسقف يعقوبي خلاصهاي از
سته عشر جالينوس فراهم كرد. سه پزشك اخيرالذكر مقارن غلبهٴ مسلمين بر مصر، در اسكندريه برآمدند؛ از اين رو آثارشان در شمار نخستين آثار طبي يوناني است كه وارد معارف اسلامي شد و تأثير آنها بر ادبيات عرب بسيار وسيع بود.
واگبهاتاي مهتر، آخرين پزشك بزرگ هند، رسالهاي عمومي در طب نوشت.
چيائويوآن - فانگ در حدود 607 رسالهاي تأليف كرد كه حاوي توصيف تعداد زيادي بيماريهاي گوناگون بود.
كوانرو كوي كرهاي، كه قبلاً ضمن اشاره به تقويم از او ياد شد، طب چيني را در ژاپن معرفي كرد. اندكي بعد (608) دانشجويان ژاپني براي كسب معلومات علمي بيشتر به چين فرستاده شدند.
8. تاريخنويسي بيزانسي، ايراني، چيني و ژاپني. در اثناي فرمانروايي هراكليوس (610 تا 645) آثار تاريخي زيادي تأليف شده، ازجمله آثار سيموكاتس، يوحناي انطاكي و تاريخ بينام عيد قيام.
در زمان سلطنت آخرين پادشاه ساساني (634 تا 642) تحرير ديگري از حماسههاي ايراني به وسيلهٴ دانشور تهيه شد.
معلوم است كه امپراتور تئائي تسونگ اين ضرورت و وظيفه را عميقاً احساس ميكرده است كه تحريرهاي درستي از سالنامههاي گذشته فراهم سازد و خود در اين كار باشكوه شركت جويد، چون تعداد زيادي از تواريخ سلسلهها در اثناي سلطنت او تدوين شد: فانگ هسوان - لينگ
تاريخ سلسلهٴ چين (265 - 419) را تأليف (يا تحرير) كرد؛ يائوچين تاريخ
سلسلههاي ليانگ و چئن را (502 تا 580)؛ ليپو - يائو تاريخ سلسله چئي شمالي را (550 تا 577)؛ لينگ - هوته - فن
تاريخ سلسلهٴ چوي شمالي را (557 تا 581)؛ وئي چنگ تاريخ سلسلهٴ سوئي را (581 تا 618)؛ و ليين - شو دو تأليف وسيعتر را موسوم به سالنامههاي جنوبي و شمالي. هنوز مورخ ديگري را بايد نام برد، به نام چينگ پو كه شرح حال امپراتور بزرگ را نوشت و در تأليف آثار ديگري شركت جست.
شوتوكو تائيشي در 612 مجموعهاي از زندگينامههاي شاهان، و در 620 نخستين تاريخ ژاپن را تأليف (تحرير) كرد. اين آثار به زبان چيني نوشته شده بود.